سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
آبان 1387
ش ? د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
خاطرات

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 23 اسفند 1383

امسال هم داره میره یعنی داری بزرگ میشی

یعنی داری پیر میشی یعنی داری به

نه دیگه این یکی رو بی خیال میشم

نمیدونم چرا اینقدر ازش وحشت دارم

البته یه دلیل بد میتونه داشته باشه

و اون هم .

نه بابا بی خیال این یکی هم میشم..

این چیزا اونم برای شروع یه سال دیگه اومد نداره (به قول معروف)

فردا هم برای انجام یه کار کوچیک باید برم دانشگاه ولی به امید خدا دیگه

روز آخره !!(الحمداله)

راستش عازم جنوبم  روز دوم عید میرم.
قراره با کاروان های راهیان نور برم خوزستان و خرمشهر و بعبارتی «شلمچه»!!

هیچوقت نمیخواستم برم اونجا و اجازه هم نداشتم که برم ولی ایندفعه یه حس دیگه ای

دارم به بهونه ی بودن با دوستام میخوام برم ببینم اونجا چه خبره !!!

چرا میگن مثل دریا میمونه!!! من عاشق دریام ولی فکر نکنم که عاشق

حالا باید ببینیم خدا چی میخواد

 


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 57273


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...