*
*
*
*
*
*
*
سکوت صبح
سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
مهر 1387
ش ? د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
خاطرات
یکشنبه 28 فروردین 1384
گرچه تو این دور و زمون
هر کی به فکر خودشه
یه بی صدا پیدا میشه
که هم صدای تو بشه

جمعه 26 فروردین 1384

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی

امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی

امروز با تبسمی شادم کن

به جای متن های تسلیت گونه که فردا برایم می نویسی

امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا !


پنجشنبه 25 فروردین 1384

جدی جدی شوخی می کنی یا شوخی شوخی جدی می گی؟


امروز آقای دکتر ولایتی اومده بود دانشگاه ما
برای تبلیغات ریاست جمهوریه خودش
به نظر آدم بدی نمی اومد ازش یه سوال پرسیدم
بد جوابم رو نداد یعنی سر بسته حرف میزد
ولی خب می شد یه چیزایی از حرفاش بگیری
فکر نکم مثل قبلی باشه یعنی ظاهرا که اینطور بود...

یه چیزایی می گفت ولی معلوم نیست جدی بود یا شوخی؟
تا بعد ببینیم چی میشه...


پنجشنبه 25 فروردین 1384

میشه مثل یه قطره اشک بعضی ها رو از چشمت بندازی

ولی نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمت جاری میشه.


سه شنبه 23 فروردین 1384

به این جمله خیلی اعتقاد دارم:

خدایا مرا در برابر دوستانم محافظت کن

خود از عهده دشمنانم برمیام!

(مارشال)


شنبه 20 فروردین 1384

اگه چشت پرسید بگو ندیدمش !

اگه گوشِت پرسید بگو نشنیدمش !

اگه دستت لرزید بگو از سرماست !

اگه پاهات لرزید بگو از ضعفه !

ولی

اگه دلت ریخت به خودت دروغ نگو .


چهارشنبه 17 فروردین 1384

دلم حسابی تنگ شده بود...
امیدوارم تعطیلات خوبی رو پشت سر گذاشته باشین و سالی
سرشار از موفقیت پیش روتون باشه...
جنوب عالی بود خیلی بهتر از اون چیزی که فکرش رو می کردم
درست مثل دریا عاشقش شدم
اون مناطق یه جوری بود که احساس غریبی نمی کردم همینطور تنهایی!
سکوت بود ولی سکوتی پر از صدا !
سکوتی که باهات حرف می زد و اصلا نمی تونستی در مقابلش آروم بشینی.
آخه سکوت عاشق شنیدنه...




 


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 54242


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...