*
*
*
*
*
*
*
سکوت صبح
سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
مهر 1387
ش ? د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
خاطرات
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1384

همیشه میشه یه جوری با شلوغی کنار اومد

می تونی خودت رو قاطی کنی

می تونی همرنگ جماعت باشی

به مرور زمان باهاش اخت می شی

شلوغ می شی و لذت می بری

اما

فکرش رو که می کنی می بینی هیچوقت نمی تونی

با سکوت کنار بیای

هر کاری کنی حوصلت سر می ره

نمی تونی خودت رو سرگرم کنی چون

چیزی یا کسی پیشت نیست

که بتونه تو رو از تنهایی در بیاره

سکوت یعنی عدم حضور!!!

ولی…

سکوت با خودش یه عالمه حرف داره

که تو نمی تونی بشنوی

سکوت یعنی حضور !!!


شنبه 17 اردیبهشت 1384

شمع سوزان تو ام اینگونه خاموشم نکن گرچه دور افتاده ام
ولی

فراموشم نکن


سه شنبه 13 اردیبهشت 1384

من برای تو اشک می ریزم

هرکسی برای عشق خودش اشک می ریزه

دریا برای صدفش

آسمون برای ستاره هاش

شب برای مهتابش

و من برای تو


شنبه 10 اردیبهشت 1384

این و یکی از دوستای خوبم از راه دور (!) برام فرستاده منم گذاشتمش اینجا:

عشق را وارد کلام کنیم تا به هر عابری سلام کنیم

و به هر چهره ای تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنیم

هر کجا اهل مهر پیدا شد ما در اطاقش ازدحام کنیم

چشم ما چون به سرو سبز افتاد بهر تعظیم او قیام کنیم

گل و زنبور دست به دست دهند تا که شهد جهان به کام کنیم

این عجایب مدام در کارند تا که ما شادی مدام کنیم

شهره ، زنبور گشته است به نیش ما از او رفع اتهام کنیم

علفی هرزه نیست در عالم ما ندانیم و هرزه نام کنیم

زندگی در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف این پیام کنیم

در عمل باید عشق ورزدیدن گفتگو را بیا تمام کنیم

عابری شاید عاشقی باشد پس به هر عابری سلام کنیم


سه شنبه 6 اردیبهشت 1384
امروز هیچ حرف دلی نداشتم
اما چون روز عزیزی بود فقط می خواستم :
ولادن پیامبرمون حضرت محمد(ص) رو به همه ی
شما تبریک بگم

یکشنبه 4 اردیبهشت 1384

چیزی که امروز داری شاید آرزوی دیروز تو بوده

و بزرگترین آرزوی فردای تو باشه

پس همیشه سعی کن قدر چیزی رو که امروز داری بدونی .


پنجشنبه 1 اردیبهشت 1384

خیلی غریبی واسه من از کی میشه که ندیدمت !؟

از کی داری خاک می خوری؟

یاد من باهام راه نمیاد ! یاد من با من سازگاری نداره !

اگه خودم هم بخوام برم اون نمیذاره !

هرچی باشه اون رو بیشتر از خودم دوسش دارم

چون یادش همیشه باهامه.

پس باید به حرفش گوش کنم

و در اینصورت

تو رو نمیشناسمت !! خیلی برام غریبه ای !!


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 54282


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...