*
*
*
*
*
*
*
سکوت صبح
سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
مهر 1387
ش ? د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
خاطرات

افسونگری Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 31 تیر 1384
جاده

یه چشم همیشه باید توش اشک باشه وگرنه می سوزه

یه دل همیشه باید توش غم باشه وگرنه میشکنه

یه لب همیشه باید روش لبخند باشه وگرنه پیر میشه

یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسیر میشه

یه قلب پاک همیشه باید به یک نفر ایمان داشته باشه وگرنه فاسد میشه

یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه وگرنه ساکت میشه

یه جاده باید انتها داشته باشه وگرنه


دوشنبه 27 تیر 1384
امید دل

این آخرین کلام نخستین «امید دل» بود :

«دوباره بر می گردم»

نگاهم تا آخرین نقطه بدرقه راهت بود.

اما رفتن تو ابدی است


یکشنبه 19 تیر 1384
از نو شروع کن!

میشه دوباره از نو شروع کرد

اصلا هم بشیمونی نداره

باید هر چی فکر بد داری دور بریزی

باید فکر کنی تازه متولد شدی

هیچوقت سعی نکن توی کارات از کلمه ی "باید" استفاده کنی

ولی اینجا یه استثنا داریم

تو باید از نو شروع کنی!!


شنبه 11 تیر 1384
یاد!

(بالاخره فردا آخرین امتحانه

خدار و شکر راضی بودم بد نبود.)

فرصتی نیست چه زود لحظه ها می گذرند

نگاهت می کنم و تصویرت را در ذهن به یاد می سپارم

اما یاد من تا کی به یادم می مونه ؟


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 54275


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...