سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
آبان 1387
ش ? د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
خاطرات

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 19 مرداد 1384
گریه آسمون

امروز دوباره آسمون دلش گرفته بود و زد زیره گریه

درست مثل بچه ای که چیزی رو از مامانش می خواسته و بهش نداده باشه

یعنی آسمون از خدا چی می خواسته ؟

میشه از خدا جیزی خواسته باشه و بهش نداده باشه !!

مگه میشه یکی مثل آسمون (!!) پیدا بشه و ازش چیزی بخواد و اون هم دریغ کنه!

اون بزرگوارتر از این حرفاست که به خواست آسمون گوش نکنه

پس چرا گریه می کنه ؟

هیچ فکرش رو کردی وقتی اینطوری اشک می ریزه چی می خواد ؟؟

با اون صدا و ناله های وحشتناک . من که حسابی دلم براش می سوزه .

کاش می تونست دلیل گریه هاش و بهم بگه


پنجشنبه 13 مرداد 1384
حسرت

وقتی نوشته هاش رو می خونم دگرگون میشم

وقتی میبینمش ازش سیر نمیشم

وقتی صداش رو می شنوم دیگه مال خودم نیستم

میاد اون روزیکه حسرت خوندن نوشته هاش ، دیدن چشاش و شنیدن صداش رو نخورم؟؟


جمعه 7 مرداد 1384
به او دل بسته ام!

من به آنکس که باید دل ببندم بسته ام !
امروز با خودم خلوت کرده بودم

خسته تر از دیروز بودم

داشتم با هاش حرف می زدم

ولی انگار صدام رو نمیشنید

آخه جز سکوت چیز دیگه ای نمی گفت !

فکر کنم حسابی از دستم دلگیره

دلیلش رو نمی دونم ! شاید اذیتش می کنم !

دست خودم که نیست گناهِ دله

وقتی دل و عقلت باهم رو راست نباشن بهتر از این نمیشه که


دوشنبه 3 مرداد 1384
گریه از خنده

تا بحال شده از خنده هات کسی گریه کنه

یا اینکه از گریه هات کسی بخنده؟

هردوش تقریباً غیر قابل تحمله .

فکر میکنی اگه کسی در حقت این لطف!! رو بکنه باید

چطوری باهاش کنار بیای؟


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 57335


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...