*
*
*
*
*
*
*
سکوت صبح
سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
مهر 1387
ش ? د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
خاطرات
جمعه 18 شهریور 1384
دلتنگی

همه دلتنگی ها یه طرف دلتنگیه غروب جمعه هم یه طرف

عالمی داره واسه خودش حتی دلم نمیاد که بخوابم !

دلم می خواد گذر ثانیه ها رو ببینم فکر میکنم اینطوری راحت تر میگذره

آخه وقتی ببینن یه جفت چشمِ منتظر داره اینجوری نگاشون میکنه بالاخره از رو میرن و سعی میکنن زودتر دور بشن

ساعت چیز خوبیه ولی همیشه اون ثانیه شمارشه که دل آدم رو میلرزونه

جالب اینجاست که همیشه هم برعکس عمل میکنه

اگه عجله داشته باشی و بخوای زودتر بهش برسی اونقدر کند میره که فکر میکنی اگه سالها بیان و برن این ثانیه ها حرکت نمیکنن

اگه هم دلت نخواد بهش برسی ! فکر میکنی ثانیه ها دارن دنبالت میکنن

کاش میشد وقتی میخوای بهش برسی ثانیه ها هم باهات هم قدم بشن.


سه شنبه 15 شهریور 1384
نقاشی خدا

اگه میتونستم خدا رو نقاشی کنم حتماً این کار و میکردم آخه

اونموقع دیگه همیشه پیشم بود و من دیگه نمی تونستم حتی اگه

خودمم بخوام فراموشش کنم !!



سه شنبه 8 شهریور 1384
من می رم

اگه رفتن من چاره کاره من می رم

اگه اخم های تو صورتت دنبال یه نگاهه من می رم

اگه اشکای چشات از فراق یاره من می رم

اگه بود و نبودم برات فرقی نداره من می رم

اگه کار دلت رو به زواله من می رم

اگه انجام آرزوهات برام محاله من می رم

...


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 54237


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...