سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
آبان 1387
ش ? د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
خاطرات

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 11 اردیبهشت 1385
بن بست

فکر می کنم به بن بست خوردم ! دوست ندارم برگردم  می خوام همینجا بمونم آخه ازش قول گرفته بودم تنهام نذاره ، گفته بودم یه جوری باید ثابت کنه همیشه کنارمه تقریباً بهم  قول داده بودم ولی...

بدجوری گرفتار شدم می دونم وقتی صداش کنم می شنوه ، وقتی نگاش کنم میبینه اما نمی دونم چه طوری باید جوابم رو ازش بگیرم !!

می دونم هرجا برم تنهام نمی ذاره اما انگار این کوچه با بقیه کوچه ها فرق داره ! حسابی احساس تنهایی می کنم.

ولی آخه چطوری میشه تنها باشم درحالیکه هر وقت دست نیاز بسوی اون دراز کنم اون و پیش روی خودم می بینم!


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 57296


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...