*
*
*
*
*
*
*
سکوت صبح
سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
مهر 1387
ش ? د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
خاطرات
چهارشنبه 21 فروردین 1387
دل ابری

 

اگه یه روز آسمون دلت ابری شد، از دست زمونه و آدمهاش خسته شدی، حتی نفس کشیدن هم برات تکراری شد ! اگر میون اینهمه فکر و خیال یاد نوشته های ساده من افتادی؛

دلم میخواد غصه ای به غصه هات اضافه نکنم

دلم میخواد برای چشمه چشمهات، آب حیات نباشم.

دلم میخواد شاعر غزل های پاره پاره و قافیه های دلشکسته نباشم.

اگه یه روز دلت گرفت، از ته دل بگو... خدایا !

صدا بزن خدایی رو که سختی و غم رو برای هیچ بنده ای نمیخواد.

اگه امتحانت میکنه یعنی دلش میخواد بزرگ و بزرگتر بشی. نزدیک و نزدیک تر.

گفتگو کن با تنها کسی که میتونی بهش بگی: خدای من!

اگه صداش رو شنیدی، بعد از همه درد و دل کردن ها، آروم شدن ها... بعد از اینکه گل خنده به لبت برگشت، یه خواهش کوچیک!  اگه قبول کنی. برای من هم دعا کن.

شاید برای آرزوهای خوب کردن، دعاهای خیر کردن برای پرواز توی قلب آسمونها، عروج تا عرش خدا فرصت خیلی کوتاه باشه.

اگه یه روز آسمون دلت ابری شد، برای من هم دعا کن...


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 54252


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...