سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
آبان 1387
ش ? د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
خاطرات

مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 1 شهریور 1387
خاک

و من، همانم، که از خاک آمده ام چون خاک عاشقم، و چون خاک، روزی، صبوری را  خواهم آموخت

صبورم؛ اونقدر که بعضی اوقات باور نمیکنم ، این خودمم ، که هستم !!

دلتنگم  ؛ اونقدر که گاهی یادم میره دلی دارم تو سینه که داره میتپه !!

لالم  ؛  اونقدر که با وجود  درد و اندوه  نمیتونم فریاد بزنم !!

ناشنوام ؛ اونقدر حس میکنم کر شدم ، که دیگه حتی صدای خدا رو هم نمیشنوم !!  

یکم دلم گرفته ، میخوام صبر کنم  به دلتنگیم ادامه بدم ، لال بشم  چیزی نگم  کر بشم و  نشنوم .

 گفتنش باعث  پر شدن  کاسه ی صبرم میشه ، باعث از بین رفتن  دلتنگیم ، تازه  میدونم گاهی حتی دیوارها هم گوشی برای شنیدن درد دل ندارن .... !

اما یکی هست که همیشه با منه.


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 57314


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...