سکوت صبح
**یه خلوت بزرگ واسه یه دل کوچیک**
آبان 1387
ش ? د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
خاطرات

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 13 شهریور 1385
آرام کننده دل

هرگاه دلت ابری شد بذار باران ببارد رنگین کمان بعد از باران رنگ می گیرد.

می بینمت اما فقط در خواب .کاش هرگز بیدار نشوم تا تو را همیشه داشته باشم تو را می ستایم ای تو که تنها با نگاهت

عشق را در وجودم زنده کردی نگاهت را از من نگیر. هر روز با یاد تو برمی خیزم و هر شب را با یاد تو به امید فردایی نو

سپری می کنم.

ای آرام کننده دل من. می خواهم سبز باشم به رنگ صداقتی که تو به من آموختی. می خواهم دریا باشم به وسعت نگاه تو که همیشه از عشق موج می زد. گاه قلبهایمان را مه می گیرد،ولی ای کاش همیشه خورشید بتابد. ای مهربانترینم از صمیم قلب ....


برا? عضو?ت در خبرنامه ا?ن وبلاگ نام ?اربر? خود در س?ستم بلاگ اس?ا? را وارد ?ن?د
نام ?اربر?
تعداد بازد?د?نندگان : 57304


Powered by BlogSky.com

آخر?ن دل نوشته ها
می شناسی مرا ؟ - منم یکی از بی شمار بندگانت از قبیله آدمیان ،
فتاده  در زمین ...
امشب آمده ام تا کابوسی باشم بر خواب هزار ساله ات
که قدرت بازوان پیر انسان در لبان منست...

شناسنامه ?امل من...